سرکار

- کالباس دوس داری ؟

- ها؟ کالواس ؟ کالواس  ها

- حالا از اولش بگو ببینم چی شد ؟

- ها ؟ از اول اولش جناب سرهنگ ؟

- من سرهنگ نیستم . بگو

- هیچی ، اومد نشس گفت میخوام طلاق بگیرم  گفتم طلاق ؟ طلاق برای چی ؟  گفت دیگه صبر ندارم،گفتم هنوز که دوماه نشده ، من که بهت گفتم دکترا گفتن دو ماه ، یه کم دندون رو جیگر بذار . گفت اگه یک ماه و نیمه نمرده ، دوماه هم نمی میره . هر کاری کردم که راضیش کنم نشد . تازه گفت مهریه هم میخوام ، نه نصفشو همشو جناب سرهنگ  همشو

- سروان هم نیستم ، این اولش بود ؟

- ها ؟ نه ، قبل از اینکه بشینه مانتوشو زد بالا که خاکی نشه

- عجب ، عجب

- باغچه های پارکو تازه پاکن کرده بودن سر تیپ.

- زبونت رو گاز بگیر ، چرا تو پارک ؟

- نمیتونستم ببرمش ور دل زن مریضو که .

- خب ؟

- گفتم هنوز هیچی نشده حرف مهریه میزنی ؟ گفت نمیدونم عندالچی چیه ، اندرچی چیه همین الان میخوام . گفتم همین الان ؟ گفت : ها همین الان الان

گفتم میذاشتی کامل بشه ، حالا که نصفشو بیشتر نمیتونی بگیری ، گفت بعدا معلوم میشه نصفشو میگیرم یا همشو . گفتم نمیتونی بخوری از گلوت پایین نمیره . گفت میره

بعد یه چیزایی گفت که اصلا منظورشو نفهمیدم ، نمیدونم جیک جیک میکردی ، فکر زمستون نبودی ، مست بودی ...

اصلا به من می یاد مست باشم ؟ اصلا به من می یاد مشروب بخورم جناب سرگرد ؟

- لازم نیست هی به من درجه بچسبونی ، دکترا گفته بودن زنت دو ماه دیگه می میره اون وقت تو رفتی یکی دیگه عقد کردی ؟

- اگه نگفته بودن ، مریض بودم برم یکی دیگه بگیرم ؟

- چرا نذاشتی بمیره بعد بری ؟

- اون وقت باید چهل روز دیگه هم صبر میکردم که .

- فقط چهل روز ؟

- نه  چهارماه و ده روز ، اصلا میشه ؟ شما باشی صبر میکنی  سردار ؟

- خدا نکنه ، دهنتو آب بکش ....آب بکش ، بیا .

- تشنه ام نیست

- بچه ها میگن شامت هم نخوردی

- اشتهام کور شده

- ولی ساندویچ کالباس دوس داری نه ؟

- ها ؟ کالواس ؟ کالواس ها .

- آهای ... ساندویچ کالباس بیارید

- نوشابه ش تگریه ؟

- زرد میخوای یا سیاه ؟

- مشکی ، مشکی رنگ عشقه

- پس بگو چرا مشکی پوشیدی

- بوای عشق بسوزه سر لشکر

- یعنی اینقدر پیر میزنم ؟ بعدش ؟

- بعد گفت پونزده روز فرصت داری اگه مُرد نه طلاق میخوام نه مهریه  ولی اگه نمرد خودت میدونی . گفتم پس الان نمیخوای؟ گفت الان میتونی ؟ گفتم نه . گفت پس صبر میکنم.

گفتم حالا اگه تا پونزده روز نمرد ؟ گفت من دیگه این حرفا حالیم نیست .

میشه زیادتر بذارن؟

- چی ؟

- کالواس ، کالواسِ ساندویچو  سرکار استوار

- این وصله ها به ما نمی چسبه،آهای...دوتاش کن ، دوتا لر کش ، خب بنال ببینم ، بعدش چی شد ؟

- نمیدونم

- شغلت چیه ؟

- راننده

- راننده چی؟

- ماشین پخش کالواس ، کالواس خشک ، ژامبون ، دودی ، پسته ای ، کالواس مرغ . هرچی که بخوای  سرگروهبان

- سرگروهبان کم نیست برای من ؟ طبق گزارش پزشک قانونی یک قطعه کالباس بزرگ راه تنفسش رو بسته . چه توضیحی داری ؟

- اونم کالواس خیلی دوس داشت ، اصلا ما برای همین باهم ازدواج کردیم  سرجوخه

- دیگه داری عصبانیم میکنی ، سرجوخه هم شد درجه ؟ حالا زن دومت کجاست ؟

- هیچی ، تقاضای طلاق داده ، مهریه ش هم گذاشته اجرا ، تازه همشو هم میخواد ، همشو سر، سر ، سرپُر

- سرپُر ؟

- نمیدونم

- حالا که زن اولت مرده ، پس چه مرگشه ؟

- نمیدونم 

- چرا طلاقش نمیدی ؟

- نمیدونم ، نمیدونم سرکار

- خسته شدی ؟ ها معلومه خسته شدی . خب کافیه ، برای امشب کافیه

- صبر کن ، میشه یه سوال بپرسم ؟

- بپرس

- چرا وقتی گفتم سرکار نگفتی من سرکار نیستم ؟

- گفتم که برای امشب کافیه

- جان مادرت ، چرا نگفتی ؟ جان مادرت .

- قسم نخور ، رو قسم حساسم .

- نرو ، ساندویچو رو نیاوردند

- خودم باید برم ، آمادشون که کردم یکی برات میاره

- توهم کالواس دوس داری نه ؟ دوس داری ، معلومه ، معلومه ، نرو ، منم سرباز آشپزخونه بودم  .  والو کالواسش زیاد باشه ، زیاد سرکار ....

سرباز بود ؟ سرکار ؟ سرباز ؟ سرباس ؟ سرواس ؟ کالواس ؟ کالواس ؟ ها کالواس ، کالواس