داستان اعضا - سعید احمدزاده
سرکار
- کالباس دوس داری ؟
- ها؟ کالواس ؟ کالواس ها
- حالا از اولش بگو ببینم چی شد ؟
- ها ؟ از اول اولش جناب سرهنگ ؟
- من سرهنگ نیستم . بگو
- هیچی ، اومد نشس گفت میخوام طلاق بگیرم گفتم طلاق ؟ طلاق برای چی ؟ گفت دیگه صبر ندارم،گفتم هنوز که دوماه نشده ، من که بهت گفتم دکترا گفتن دو ماه ، یه کم دندون رو جیگر بذار . گفت اگه یک ماه و نیمه نمرده ، دوماه هم نمی میره . هر کاری کردم که راضیش کنم نشد . تازه گفت مهریه هم میخوام ، نه نصفشو همشو جناب سرهنگ همشو
- سروان هم نیستم ، این اولش بود ؟
- ها ؟ نه ، قبل از اینکه بشینه مانتوشو زد بالا که خاکی نشه
- عجب ، عجب
- باغچه های پارکو تازه پاکن کرده بودن سر تیپ.
- زبونت رو گاز بگیر ، چرا تو پارک ؟
- نمیتونستم ببرمش ور دل زن مریضو که .
- خب ؟
- گفتم هنوز هیچی نشده حرف مهریه میزنی ؟ گفت نمیدونم عندالچی چیه ، اندرچی چیه همین الان میخوام . گفتم همین الان ؟ گفت : ها همین الان الان
گفتم میذاشتی کامل بشه ، حالا که نصفشو بیشتر نمیتونی بگیری ، گفت بعدا معلوم میشه نصفشو میگیرم یا همشو . گفتم نمیتونی بخوری از گلوت پایین نمیره . گفت میره
بعد یه چیزایی گفت که اصلا منظورشو نفهمیدم ، نمیدونم جیک جیک میکردی ، فکر زمستون نبودی ، مست بودی ...
اصلا به من می یاد مست باشم ؟ اصلا به من می یاد مشروب بخورم جناب سرگرد ؟
- لازم نیست هی به من درجه بچسبونی ، دکترا گفته بودن زنت دو ماه دیگه می میره اون وقت تو رفتی یکی دیگه عقد کردی ؟
- اگه نگفته بودن ، مریض بودم برم یکی دیگه بگیرم ؟
- چرا نذاشتی بمیره بعد بری ؟
- اون وقت باید چهل روز دیگه هم صبر میکردم که .
- فقط چهل روز ؟
- نه چهارماه و ده روز ، اصلا میشه ؟ شما باشی صبر میکنی سردار ؟
- خدا نکنه ، دهنتو آب بکش ....آب بکش ، بیا .
- تشنه ام نیست
- بچه ها میگن شامت هم نخوردی
- اشتهام کور شده
- ولی ساندویچ کالباس دوس داری نه ؟
- ها ؟ کالواس ؟ کالواس ها .
- آهای ... ساندویچ کالباس بیارید
- نوشابه ش تگریه ؟
- زرد میخوای یا سیاه ؟
- مشکی ، مشکی رنگ عشقه
- پس بگو چرا مشکی پوشیدی
- بوای عشق بسوزه سر لشکر
- یعنی اینقدر پیر میزنم ؟ بعدش ؟
- بعد گفت پونزده روز فرصت داری اگه مُرد نه طلاق میخوام نه مهریه ولی اگه نمرد خودت میدونی . گفتم پس الان نمیخوای؟ گفت الان میتونی ؟ گفتم نه . گفت پس صبر میکنم.
گفتم حالا اگه تا پونزده روز نمرد ؟ گفت من دیگه این حرفا حالیم نیست .
میشه زیادتر بذارن؟
- چی ؟
- کالواس ، کالواسِ ساندویچو سرکار استوار
- این وصله ها به ما نمی چسبه،آهای...دوتاش کن ، دوتا لر کش ، خب بنال ببینم ، بعدش چی شد ؟
- نمیدونم
- شغلت چیه ؟
- راننده
- راننده چی؟
- ماشین پخش کالواس ، کالواس خشک ، ژامبون ، دودی ، پسته ای ، کالواس مرغ . هرچی که بخوای سرگروهبان
- سرگروهبان کم نیست برای من ؟ طبق گزارش پزشک قانونی یک قطعه کالباس بزرگ راه تنفسش رو بسته . چه توضیحی داری ؟
- اونم کالواس خیلی دوس داشت ، اصلا ما برای همین باهم ازدواج کردیم سرجوخه
- دیگه داری عصبانیم میکنی ، سرجوخه هم شد درجه ؟ حالا زن دومت کجاست ؟
- هیچی ، تقاضای طلاق داده ، مهریه ش هم گذاشته اجرا ، تازه همشو هم میخواد ، همشو سر، سر ، سرپُر
- سرپُر ؟
- نمیدونم
- حالا که زن اولت مرده ، پس چه مرگشه ؟
- نمیدونم
- چرا طلاقش نمیدی ؟
- نمیدونم ، نمیدونم سرکار
- خسته شدی ؟ ها معلومه خسته شدی . خب کافیه ، برای امشب کافیه
- صبر کن ، میشه یه سوال بپرسم ؟
- بپرس
- چرا وقتی گفتم سرکار نگفتی من سرکار نیستم ؟
- گفتم که برای امشب کافیه
- جان مادرت ، چرا نگفتی ؟ جان مادرت .
- قسم نخور ، رو قسم حساسم .
- نرو ، ساندویچو رو نیاوردند
- خودم باید برم ، آمادشون که کردم یکی برات میاره
- توهم کالواس دوس داری نه ؟ دوس داری ، معلومه ، معلومه ، نرو ، منم سرباز آشپزخونه بودم . والو کالواسش زیاد باشه ، زیاد سرکار ....
سرباز بود ؟ سرکار ؟ سرباز ؟ سرباس ؟ سرواس ؟ کالواس ؟ کالواس ؟ ها کالواس ، کالواس