داستان اعضا- نسیم حسینی

واکس

خیابان خلوت بود.آنقدر ساکت که حتی صدای پارس سگی یا وزوز مگسی هم نمی آمد. پای چند تا پله بیخ سکویی داخل پیاده رو بساط کفاشی پهن بود.پسری با صورت زغالی و مژه هایی که گوشه چشمش با توده چرکی به هم چسبیده بودند با دماغی که یک پره اش از دیگری بزرگتر بود روی پارچه چهارخانه قهوه ای و قرمز کنار سکو لمیده بود و چرت می زد.چند جعبه واکس فلزی کنار دستش روی هم چیده بود.چند تا برس زمخت از میخی که به سکو کوبیده بود آویزان کرده بود و مقداری بند کفش مشکی هم روی پارچه،کنار هم صاف و صوف گذاشته بود.

کفشی به پهلویش ضربه زد. تکانی خورد و خودش را جمع کرد.انگشت کرد گوشه چشمش چرک را  پاک کرد. دو تا کفش مشکی براق روی پارچه چهارخانه کنار هم جفت شده بودند. گفت بعله.

صدایی گفت: واکس بزن.

_این که تمیزه. چیشو واکس بزنم عمو؟

_من عموت نیستم.واکس بزن.

ادامه نوشته

چند نقد و نظر ساده در مورد فیلم استاکر - آندری تارکوفسکی

قرار بر این بود که هر از گاهی مطلبی در مورد فیلم هایی که سر کلاس در موردشان مثال می زنم یا بحث می کنیم توی وبلاگ بگذارم برای استفاده ی بچه ها . با استاکر شروع می کنیم .

البته من نظرات و نقد ها را رد یا تایید نمی کنم . اما به هر حات مفیدند و خواندنی :

 

کارگردان : Andrey Tarkovskiy

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/29-Stalker/4-Stalker.jpg

نویسنده : Arkadiy Strugatskiy,Boris Strugatskiy

بازیگران: Alisa Freyndlikh,Aleksandr Kaydanovskiy,Anatoliy Solonitsyn

خلاصه داستان :

در اوج پوچی و بیهودگی دوران مدرن در نزدیکی شهری خاکستری و بی نام مکانی عجیب بنام منطقه وجود دارد که با سیم ها و سرباز ها محاصره شده است،مردم باور دارند که خانه ای درون منطقه وجود دارد که در آن آرزوها برآورده میشود،اما منطقه مکان خطرناکی است وکمتر کسی از آن بازگشته است و ...

 

 

ادامه نوشته